عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

416

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

41 - رأس الإيمان حسن الخلق ، و التّحلّي بالصّدق 5259 . 42 - كان لي ( 1 ) فيما مضى أخ في اللّه و كان يعظمّه في عيني صغر الدّنيا في عينه ( 2 ) و كان خارجا من ( عن ) سلطان بطنه ، فلا يشتهي ما لا يجد و لا يكثر إذا وجد ( 3 ) و كان أكثر دهره صامتا فإن قال بذّ القائلين و نقع غليل السّائلين ( 4 ) و كان ضعيفا مستضعفا فإن جاء الجدّ فهو ليث عاد وصلّ واد ( 5 ) لا يدلي بحجّة حتّى يأتي قاضيا ( 6 ) و كان لا يلوم أحدا على ما ( لا ) يجد العذر في مثله حتّى يسمع اعتذاره ( 7 ) و كان لا يشكو وجعا إلّا عند برئه ( 8 ) 41 - رأس ايمان نيكويى خلق و زيور يافتن به راستى است . 42 - ( حضرت على - عليه السلام - در اين فرازها كه در كلمات قصار نهج البلاغه 281 نيز به همين نحو ذكر شده خوى خصلت هاى شخص بزرگى را بيان مى فرمايد كه : 1 - براى من در زمان گذشته برادرى بود در راه خدا ( يعنى برادرى ما دنيايى و براى غرضى نبود بلكه تنها برادرى براى خدا بود احتمال مى رود مراد ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم يا ابو ذر يا مقداد يا عثمان بن مظعون يا غير آنها باشد ) و چنين بود كه كوچكى دنيا در چشم او او را در چشم من بزرگ مى نمود . 2 - و از سلطنت شكم خود بيرون بود آنچه را نمى يافت خواهش نمى كرد و هرگاه مى يافت بسيار نمى خورد 3 - در اكثر روزگارش خاموش بود ، چون سخن مى گفت بر گويندگان غلبه نموده و تشنگى سؤال كنندگان را فرو مى نشاند ( يعنى جامع و كامل سخن مى گفت در ميان هم كيشان و يا بر اثر طاعت و بندگى به حسب ظاهر ) 4 - ضعيف و مستضعف بود و هرگاه زمان كوشش پيش مى آمد ( در جنگ و جهاد ) شير غضبناك و از حد در گذرنده و مار سيلگاه يا مار ميان دو كوه و دو تلهّ ( كنايه از كشندگى آنست از جهت زهر و آب نديده بودن آن ) خواهد بود ، 5 - حجت و دليلى را حاضر نمى نمود تا در نزد قاضى آيد ( مبادا دشمن فكر چاره بر آيد ) 6 - چنين بود كه احدى را سرزنش نمى نمود در باره آنچه در مثل آن عذرى را مى يافت ( كه شايد عذرى داشته ) تا وقتى كه مى شنيد پوزش